تاریخ انتشار۱۹ آبان ۱۴۰۰ ساعت ۱۱:۵۹
کد مطلب : 526219
//یادداشت//

تغییر محسوس توازن قدرت در غرب آسیا

شاید بسیاری از خوانندگان این یادداشت، تیتر این مطلب را شعارگونه تلقی کرده و آن را یک پروپاگاندا بدانند لکن به طور جدی توازن قدرت در غرب آسیا یا آن چیزی که غربی ها خاورمیانه می نامند، در حال تغییر است.
تغییر محسوس توازن قدرت در غرب آسیا
حوزه بین الملل خبرگزاری تقریب:

شاید بسیاری از خوانندگان یادداشت حاضر، تیتر این مطلب را شعارگونه تلقی کرده و آن را یک پروپاگاندا بدانند لکن به طور جدی توازن قدرت در غرب آسیا یا آن چیزی که غربی ها خاورمیانه می نامند، در حال تغییر است.

انصارالله یمن از ۳ جهت به دروازه مارب رسیده و در شرق آن هم اشراف کامل بر جاده حضرموت پیدا کرده که عملا می شود گفت محاصره این شهر (آخرین شهر مهم در کنترل دولت عبدربه منصور هادی) کامل شده و از لحاظ نظامی نیز سقوط کرده است.
 
ورود انصارالله به مارب قطعی شده و تنها مسئله زمان باقی مانده است زیرا سران دولت نجات ملی قصد ندارند بدون هماهنگی قبایل قدرتمند بومی وارد شهر شده و ایجاد نارضایتی در افکار عمومی کنند و در نتیجه اهتمام به حل مسئله با روش های مسالمت آمیز دارند.

تصرف مارب تنها یک دستاورد نظامی نیست بلکه شکست قطعی سعودی در جنگ یمن و شروع تغییر جدی تر توازن قدرت در غرب آسیا را گوشزد می کند.

این تغییر توزیع قدرت از عقب نشینی اسرائیل از جنوب لبنان آغاز شد و با اولین انتخابات پارلمانی عراق و قدرت گرفتن جریان های نزدیک به ایران تداوم پیدا کرد و بازهم عقب نشینی اسرائیل از غزه و پیروزی حزب الله لبنان (اصلی ترین متحد جمهوری اسلامی ) در جنگ سال ۲۰۰۶ آن را شدت بخشید.

ایران با کمک نیروی قدس توانست متحدانش را در سرتاسر جغرافیای منطقه پشتیبانی نماید تا جایی که حزب الله لبنان به یک ارتش مجرب تبدیل شده و موازنه ای کم بدیل با اسرائیل را به وجود آورده است.

انصارالله نیز عملا در حال شکست قطعی سعودی و متحدانش پس از حدود ۷ سال جنگ بوده پس از شکست رسمی دولت هادی به سمت استان های جنوبی خواهد رفت که البته با توجه به توان پایین مجلس انتقالی جنوب و پشتیبان اصلی آنها (امارات) کار سختی را پیش رو ندارد.

از سوی دیگر آمریکا به طور واقعی در حال تعدیل نیرو و انتقال تسلیحات استراتژیکش به شرق آسیاست و اگر چه قسمتی از آن را به اردن (جهت حفاظت از مرزهای شرقی رژیم صهیونیستی ) منتقل کرده اما نمی توان از کاهش بسیار محسوس توان عملیاتی ایالات متحده در منطقه سخن نگفت.

این عقب نشینی از افغانستان و تا اندازه ای قطر آغاز شد و ناظران معتقدند ملت های عراق و سوریه هم شاهد خروج نیروهای آمریکایی از کشورشان خواهند بود.

متضرر اصلی این رخدادها کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و اسرائیل هستند که البته صهیونیست ها با پیش بینی رفتارهای آتی آمریکا سعی در حضور بیشتر در مرزهای ایران کرده اند.

سوریه متحد راهبردی ایران نیز حدود یکماه است که تسلیحات سنگینش به سمت ادلب منتقل می کند و تصرف آخرین پایگاه مهم تروریست های تکفیری در سوریه (که مورد حمایت ترکیه هستند) تا ماههای آینده دور از ذهن نخواهد بود.

جمهوری عربی سوریه تا آنجا بر اوضاع مسلط شده که امارات در یک چرخش آشکار (که البته ریشه در رقابت با ترکیه و قطر نیز دارد) وزیر امور خارجه اش را به دمشق فرستاد و عملا شکست سیاست های گذشته اش برای سرنگونی نظام اسد را پذیرفت.

ایران نیز ذخایر اورانیوم ۶۰ درصد و ۲۰ درصدش را تا اندازه ی چشمگیری افزایش داده است تا جایی که به جز قدرت های اتمی هیچ کشوری این مقدار از مواد غنی شده را در اختیار ندارد.

بدون تعارف باید ذکر کرد که صرف در اختیار داشتن این میزان اورانیوم غنی شده، نوعی بازدارندگی اتمی ایجاد می کند و نیازی به ساخت بالفعل بمب هسته ای نیست زیرا اولا ایران راکت ماهواره بر ۳ مرحله ای ساخته و در نتیجه می تواند موشک قاره پیما بسازد و دوم این که با عطف به توان تکنولوژیکی ایران، تولید سلاح اتمی برای جمهوری اسلامی کار سختی نیست (البته ایران به دلیل هزینه های مادی و تبعات حقوقی و سیاسی آن و ایضا فتوای مقام معظم رهبری بعید است به سمت سلاح هسته ای برود‌).

در نتیجه به نظر می رسد منطقه در حال گذار به دوره ای جدید و بی سابقه بوده و چشمها به مذاکرات هسته ای ایران و ۴+۱ دوخته شده است.

با توجه به سرسخت بودن علی باقری بر مواضعی که آن را اصولی می داند و همچنین کنترل جمهوری خواهان تندرو بر کنگره آمریکا که بی شک مانع از تصویب و تضمین هر توافقی با جمهوری اسلامی خواهند شد ، شانس برخاستن دود سفید از مذاکرات پایین به نظر می آید.


به قلم: علیرضا تقوی نیا ـ کارشناس مسایل غرب آسیا

انتهای پیام/
http://www.taghribnews.com/vdccseqpo2bqii8.ala2.html
نام شما
آدرس ايميل شما