تاریخ انتشار۱۲ تير ۱۴۰۱ ساعت ۱۲:۵۵
کد مطلب : 555958
//مقاله//

غـرب و بیداری اسلامی

بیداری اسلامی در واقع به مثابه خویشتن یابی، غفلت ستیزی، تولی و تبری، پاسداری و حراست از كیان اسلامی، سازش ناپذیری در برابر دشمن، نفی سلطه بیگانه و استبداد، استضعاف زدایی و ظلم زدایی همواره در طول قرون اخیر وجود داشته است .
غـرب و بیداری اسلامی
به گزارش خبرنگار حوزه اندیشه خبرگزاری تقریب، در بیست و پنجمین كنفرانس بین المللی وحدت اسلامی تحت عنوان «ارزیابی عملکر بیست ساله مجمع تقریب و نشست بیداری اسلامی» مقالاتی پیرامون محورهای کنفرانس وحدت به دبیرخانه این کنفرانس تحویل شد که در ادامه یکی از این مقالات منتخب را مشاهده می کنید:

چكیده :

بازخیزی اسلامی طی سالهای اخیر در سراسر جهان و دنیای غرب رشد قابل توجهی داشته است. انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره) در سال 1979 م، اسلام سیاسی و رویكرد به معنویت را سرعت بخشید و انقلاب فكری جدیدی را در دنیا ایجاد كرد. موج اسلام گرایی، كشورهای اروپایی و آمریكایی را نیز درنوردید و تفكر دینی در جوامع احیا شد و پای بندی به سنت های اسلامی و حفظ ظواهر دینی گسترش یافت. با شكل گیری پدیده بیداری اسلامی در غرب، تحول جدیدی در روابط میان دو تمدن اسلام و غرب به وجود آمد .

در این نوشتار ابعاد گوناگون تاثیر گذاری بیداری اسلامی در جوامع غربی با استناد به اظهارات ونقطه نظرات اندیشمندان و صاحب نظران غربی مورد بررسی قرار گرفته است. نویسنده برآن است تا با ارزیابی اسلام گرایی در غرب، نقش انقلاب اسلامی ایران را درگسترش بیداری اسلامی به صورت   ویژه‌ای تبیین كند. در این مقاله به عوامل نگرانی و ترس غرب از اسلام گرایی اشاره شده كه برجسته ترین آنها  عبارتند از :

1-     تصویر نادرست اروپا و جهان غرب از اسلام و انقلاب اسلامی 

2-     ذهنیت ها و خاطرات ناخوشایند باقی مانده از جنگ های صلیبی 

3-     به خطر افتادن موجودیت اسرائیل و منافع غرب در منطقه 

4-     نقش تبلیغات غرب در ایجاد نگرانی از روند بیداری اسلامی 

5-     افراط گرایی مسیحی، تعصب و خشك اندیشی محافل كلیسا

6-     دغدغه اروپا و آمریكا نسبت به مصالح غرب در كشورهای عربی و اسلامی 

7-     نقش برخی از سران منطقه و رژیم های وابسته به جهان غرب در تقویت نگرانی از رشد اسلام گرایی 

     نگارنده در پایان به آسیب ها و آفت های بیداری اسلامی اشاره می‌كند و به چندین عامل بازدارنده در این خصوص به ترتیب ذیل، اشاره می‌كند:

1-     سطحی نگری و عدم درك تعالیم اسلامی 

2-     نادیده گرفتن نظرات مجتهدان و فقیهان اسلامی 

3-     خودباختگی و تقلید فرهنگی 

4-     گرایش به خشونت و تروریسم 

5-     یأس و ناامیدی در انجام رسالت الهی و انسانی 

6-     برگزیدن شیوه های نادرست مبارزاتی 

7-     تحریك و تطمیع نظام های حاكم بر كشورهای عربی و اسلامی 


عصر طلایی تمدن اسلامی

زمانی كه شمار زیادی از مردم مغرب زمین در تاریكی جهل و گمراهی غوطه ور شده بودند و دوران قرون وسطی را تجربه می‌كردند، اسلام مشعل دار تمدن بزرگ و پیشرفته‌ای در عرصه های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی بود و در حوزه های گوناگون ادبیات، هنر، علوم طبیعی، فلسفه، نجوم، ریاضیات، طب، فیزیك و شیمی حرف اول را می‌زد و محققان و دانشمندان بزرگ اسلامی، سهم ارزنده‌ای در توسعه علوم و فنون داشته اند. اختراعات، ابتكارات و نوآوری علمی مسلمانان باعث شد تا مسیر رنسانس در اروپا هموار شود و افق های روشنی از ترقی و پیشرفت در زمینه های مختلف فرا راه بشر قرار گیرد. اروپای آن روز تحت تاثیر تفكر اسلامی قرار گرفت و مشتاقانه و با آغوش باز آن را پذیرفت .

بسیاری از اندیشمندان و متفكران غربی درباره تاثیر پذیری اروپا از تمدن اسلامی سخن گفته اند و آن را مورد تایید قرارداده اند. از آن جمله آقای «رابرت بریفالت »([1])  مردم شناس و تاریخ دان بنام انگلیسی، قرن هشتم (750 م ) تا اواخر قرن دوازدهم میلادی را به عنوان دوران تمدن درخشان، فعال و پر از انرژی و سازندگی دنیای اسلام توصیف می‌كند و آن را مقابله با دنیای غرب « غرق در بربریت » و در درجة نازلی از هویت انسانی قرار می‌دهد. بنابراین همان گونه كه بریفالت خاطر نشان می‌كند غیر متعارف و اشتباه خواهد بود، اگر فرض شود كه دنیای اسلام ( به عنوان یك تمدن پیشرفته ) دارای تاثیر محسوسی بر شكل و ساختار تمدن غربی نبوده است ([2]).

«هنری پیرن»([3])  در خصوص تاثیر تمدن اسلامی بر اروپا در كتاب «تاریخ اروپا» می‌گوید: در كل تاریخ جهان هیچ چیزی در دنیا قابل قیاس با گسترش اسلام و تاثیرات بلافصل آن در قرن هفتم میلادی نبوده است([4]).

دوران باشكوه تمدن اسلامی قریب پنج قرن بطول انجامید و طی پانصد سال متمادی و درست در عصر قرون وسطایی كه اروپا در عقب ماندگی و انحطاط به سر می‌برد و با خرافات و بربریت و نادانی دست و پنجه نرم می‌كرد، فرهنگ و تمدن اسلامی، روح تازه‌ای بركالبد بی جان غرب دمید و  چشم انداز های جدیدی در زمینه های فرهنگی، علمی و انسانی به روی جهان غرب گشود.

جای بسی تأسف است كه علی رغم تاثیر مثبت تمدن اسلامی بر فرهنگ قرون وسطایی اروپا، این حقیقت را دنیای غرب نادیده انگاشته و یا به صورت محدود و به ندرت به آن اشاره كرده است. آقای رابین كوك وزیر امورخارجه سابق انگلیس در روز پانزدهم مهرماه 1377 هـ.ش در جلسه ویژه انجمن اسماعیلیة لندن در مركز انجمن مزبور درباره روابط اسلام و غرب و ضرورت گفتگو میان این دو فرهنگ، مطالب مبسوطی اظهار كرد. وی در بخشی از بیانات خویش چنین گفت:

«ریشه های فرهنگی ما نه تنها اصیل كه از اسلام نیز بهره دارد. هنر، علوم و فلسفه اسلامی به شكل گیری اندیشه و شخصیت ما كمك كرد. اعداد اسلامی ( ریاضیات ) نحوه شمارش ( محاسبه ) را به ما آموخت ما در جریان توسعه روابط خود با جهان اسلام، دینی را كه فرهنگ غرب به اسلام دارد باید به خوبی مدنظر داشته باشیم. غرب به اسلام بسیار مدیون است.


اسلام بنیادهای فكری بخش عظیمی از تمدن غرب را پایه ریزی كرد. از شناخت اعداد تا درك ما از ستارگان و بسیاری از مبانی تمدن ما ریشه در تعالیم اسلام دارد. یكی از بزرگترین اشتباهاتی كه ممكن است غرب مرتكب شود این است كه فرهنگ اسلامی را بیگانه تصوركند چنین نیست ؛ فرهنگ های ما درطول تاریخ درهم عجین شده اند. آنها امروزه درهم آمیخته اند .» ([5])

عصر استعمار 

اسلام به طور بی سابقه‌ای تا حدود قرن شانزدهم كه استعمار اروپا آغاز گردید همچنان در حال توسعه و پیشرفت بود و بخش های وسیعی از قاره آسیا تا شمال آفریقا را تحت نفوذ سیاسی و فرهنگی خویش قرارداد. موفقیت های چشمگیر مسلمانان در ایجاد یك امپراطوری وسیع از اسپانیا تا هند تنها در خلال یك قرن یكی از شگفت انگیز ترین رویدادهای تاریخ محسوب می‌شود. استعمار غرب كه تحمل و طاقت دیدن عظمت و اقتدار جهانی اسلام را نداشت با تمام توان برای جلوگیری از گسترش اسلام تلاش كرد.

برای تحقق این منظور شركت های استعماری فرانسه، پرتغال، انگلیس و روسیه، زمینه را برای نفوذ سیاسی، اقتصادی و نظامی در سرزمین های اسلامی فراهم نمود و اوایل قرن بیستم، قوانین اروپایی جایگزین بسیاری از قوانین عرفی عملی و اسلامی شد و ارزش های اسلامی آرام آرام كم رنگ و فرهنگ منحط غربی جای آن را گرفت. در این دوران جهان غرب، نفوذ سیاسی و اقتصادی خویش را در جوامع اسلامی گسترش و از نظر اجتماعی و فرهنگی نیز جهان اسلام را مورد تهدید قرار داد. در مورد تحولات و رویدادهای این مقطع تاریخی اسلام در مواجهه و رویارویی با استعمار اروپا و چالش ها و آسیب های ایجاد شده بر امت اسلامی، بحث ها و مطالب فراوانی وجود دارد كه در این مجال  نمی گنجد.

عصر بیداری اسلامی

دهة 1970 م نمایانگر آغاز مرحله جدیدی در تاریخ اسلام است. نفوذ سیاسی، اقتصادی غرب در بسیاری از كشورهای اسلامی و تضعیف شدن مسلمانان و از بین رفتن اقتدار و شوكت دیرینه امت اسلامی توسط استعمار گران غربی و عوامل غرب زده داخلی آن باعث شد تا جنبش های استقلال طلبانه در گوشه و كنار جهان اسلام آغاز شود و بار دیگر تعالیم حیات بخش اسلام در عرصه زندگی اجتماعی پدیدار گردد.

همزمان با ظهور مؤسسات و سازمانهای اسلامی از محبوبیت غرب كاسته شد و روحیه استكبار ستیزی و نفرت از غرب و غرب زدگی تقویت گردید. نشانه های تجدید حیات اسلامی در بیشتر كشورهای جهان از ایران گرفته تا اندونزی، شبه قاره هند تا سودان و فیلیپین پدیدار گشت. جنگ اكتبر 1973، پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1979، قتل انور سادات در سال 1981، جنگ اعراب و اسرائیل در سال 1973 و بسیاری از تحولات و رخدادهای دیگر در اقصی نقاط جهان از نمونه های بارز رشد آگاهی اسلامی در دهه هفتاد می‌باشد. رسانه های تبلیغاتی غرب گاهی این آگاهی و بیداری اسلامی را به بنیاد گرایی و رادیكالیسم مرتبط می‌سازند وگاهی نیز به تروریسم، خشونت و تند روی متهم می‌كنند و از این رهگذر تلاش می‌نمایند تا از موج اسلام گرایی جدید جلوگیری كنند و در سایه دخالت در امور داخلی ملت های عربی و اسلامی به غارت منابع و ثروت ها و هدر دادن استعدادهای آنان بپردازند و    پایه های سلطه سیاسی، فرهنگی، اقتصادی خود را در این جوامع محكم كنند.

در طول قرون گذشته بارها نعمت بزرگ بیداری اسلامی به مسلمانان ارزانی شد، اما با كمال تأسف به خاطر غفلت، جهل و ناآگاهی، خودباختگی، كمبود ایمان و ضعف های دیگر، آن را از دست داد و در خواب سنگین فرو رفت .

امروز كه خورشید اسلام پرتوهای نورانی خود را برجهان بشریت افكنده و دنیا در انتظار استقرار كامل این دین بدیل می‌باشد باید پیش از پیش قدردان این نعمت بزرگ الهی باشیم و از این بیداری اسلامی با كمال هوشیاری و درایت پاسداری كنیم .

بیداری اسلامی در واقع به مثابه خویشتن یابی، غفلت ستیزی، تولی و تبری، پاسداری و حراست از كیان اسلامی، سازش ناپذیری در برابر دشمن، نفی سلطه بیگانه و استبداد، استضعاف زدایی و ظلم زدایی همواره در طول قرون اخیر وجود داشته است .

مقام معظم رهبری در پیام خویش به حجاج بیت الله الحرام نقش تجدید حیات اسلامی را مورد تاكید قرار داده و درباره تاثیر گذاری فراملیتی پدیده بیداری اسلامی می‌فرمایند :

«دنیای اسلام پس از رخوت و خواب آلودگی دراز مدت و خسارت بار خود كه سرانجام به سیطره سیاسی و فرهنگی بیگانگان انجامید و منابع مادی و بشری اش در خدمت رشد و اقتدار و سلطه دشمنانش قرار گرفت، اكنون خود را بازیافته و به مرور، در برابر غارتگران و حرامیان، جبهه گرفته است .

نسیم بیداری اسلامی در همه جای جهان اسلام وزیده و پا ‌نهادن اسلام به عرضه عمل، به مطالبه‌ای جدی بدل شده است. پیدایش نظریه « اسلام سیاسی » جایگاهی والا در ذهن نخبگان یافته و در نگاه آنان افقی روشن و امیدبخش گشوده است با افول اندیشه های وارداتی و پر جنجال همچون سوسیالیسم و ماركسیسم به خصوص با دریده شدن پرده ریا و فریب از روی لیبرال دموكراسی غرب، سیمای  عدالت خواه و آزادی بخش اسلام، از همیشه آشكارتر گشته و بی رقیب، در صدر آرزوهای عدالت خواهان و آزادی طلبان و نخبگان و اندیشمندان نشسته است .

به دیگر سخن، بیداری اسلامی، محاسبات استكباری را به هم ریخته و معادلات جهانی مطلوب مستكبران را تغییر داده است .» ([6])

غرب و بیداری اسلامی 

«كلاوس كینكل» وزیر امورخارجه سابق آلمان در كابینه هلموت كهل در یك مقاله مفصل درباره دین مبین اسلام از اروپاییان خواست این دین بزرگ را با دقت مورد مطالعه قرار داده و دیدگاههای خویش را درباره اسلام تغییر دهند. 

در مقاله آقای كینكل تحت عنوان «همسایه‌ای بنام اسلام» كه در روزنامه فرانكفورتر آلگمانیه انتشار یافت آمده است : 

«برای هگل([7]) (فیلسوف آلمانی) اسلام از مدار تاریخ گم شده بود، اشتباهی با پیامدهای سنگین، كه در زمانه ما نیز بسیاری دچار آن هستند. اسلام، پس از مسیحیت، دومین جامعه بزرگ مذهبی جهان است حدود 4/1میلیارد مسلمان تقریبا یك چهارم جمعیت جهان را تشكیل می‌دهند، در حالی كه در سال 1970تنها 18 درصد جمعیت جهان بودند. در 45 كشور جهان، مسلمانان اكثریت جمعیت را تشكیل  می‌دهند ؛ نفوذ اسلام در سراسر جهان گسترش می‌یابد ؛ نه تنها به مثابه یك مذهب بلكه همچنین به مثابه یك نیروی اجتماعی.»

كینكل در ادامه مقاله اش تصریح می‌كند :

«برای روابط ما با جهان اسلام، 14میلیون مسلمانی كه در اروپا زندگی می‌كنند از اهمیت مركزی برخوردارند. بیش از 3/2 میلیارد مسلمان تنها در آلمان زندگی می‌كنند، بیش از 75درصد آنها ترك هستند، حدود 100هزار نفر از آنان تابعیت آلمانی دارند. این همزیستی، شانسی است برای دیالوگ با اسلام، برای بسیاری از ما، هنوز هم یك جهان ناشناخته است نباید چنین باقی بماند .» ([8])

بسیاری از صاحب نظران و تحلیل گران تحولات جهانی با بررسی و تجزیه و تحلیل اوضاع فعلی جهان غرب، ضمن اشاره به رویكرد گسترده جوامع غربی به تفكر اسلامی، دیدگاه های آقای كینكل را مورد تایید و تأكید قرارداده اند و اظهار مشابهی در این باره دارند، تا آنجا كه برخی از آنان اعتراف كرده اند :

«قدرت اسلام برترین قدرت قرن بیست و یكم خواهد بود.» ([9])

«راجر هاردی» كه چندی پیش برای شبكه تلویزیونی BBC برنامه‌ای به نام فرزندان امام خمینی (ره ) تهیه كرده بود با اشاره به نتایج تحقیقات خود پیرامون رشد جهانی و سریع اسلام اظهار می‌دارد:

«اسلام امروز بزرگترین مسأله غرب است و حتی یك مسأله بین المللی است. اسلام امروز نه فقط مسأله مربوط به خاورمیانه است بلكه عالم گیر شده و مبارزه با آن مشكل.» ([10])

در اروپا پیش از سال 1379 میلادی، تشكیلات بسیار وسیع اسلامی وجود نداشت، اما امروزه دین مبین اسلام به عنوان دومین دین ملل اروپایی محسوب می‌شود و هیچ كشوری در اروپا نیست كه در یك شهر آن، چند تشكیلات اسلامی وجود نداشته باشد. 

 فرانسه تا پانصد سال پیش مسجد نداشت. انجمن های اسلامی كه در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی در فرانسه، در قالب جریانات اسلامی، تأسیس شده اند عبارتنداز : 

1-انجمن دانشجویان مسلمان فرانسه AEIF

2-گروه اسلامی فرانسه GIF

3- اتحادیه سازمانهای اسلامی فرانسه UOIF

4- گروه های وابسته به النهضه تونس 

5- انجمن دوستی الجزایری  های ساكن فرانسه FAF

6- جنبش تبلیغ 

7- فدراسیون ملی مسلمانان فرانسه FNMF

8- گروه های شیعی نزدیك به ایران([11]) 

بر اساس آمار و اطلاعات به دست آمده در چند سال گذشته تنها در انگلستان بیش از 500 جایگاه عبادت برای مسلمانان وجود دارد. از مركز اسلامی «ریجنت پارك» لندن گرفته تا نمازخانه های كوچكی كه در منازل برای انجام امورعبادی در نظر گرفته شده اند. در شهر منچستر حدود 20 تشكیلات اسلامی فعالیت دارند و در كشور اتریش حدود 90 مسجد و تنها در شهر وین 35 مسجد وجود دارد. هم اكنون در انگلستان شاهد پارلمان ویژه مسلمانان هستیم و در پارلمان هلند و آلمان و بسیاری از كشورهای اروپا نماینده مسلمان داریم. امروز زنان و دختران بسیاری در غرب به سوی حجاب به عنوان نمادی از آزادی اسلامی، روی آورده اند و هر روز پای بندی به سنت های اسلامی و حفظ ظواهر دینی گسترش می‌یابد .

در اسپانیا دانش آموزان مسلمان مقیم این كشور اجازه دارند تا از امكانات مدارس و مراكز تحصیلی در جهت فراگیری تعلیمات دینی اسلامی استفاده نمایند. چندی پیش كمیسیون اسلامی اسپانیا موظف گردید تا كادر مورد نیاز آموزش تعلیمات دینی اسلامی دانش آموزان مسلمان در مدارس و دبیرستان های این كشور را تعیین و به مسئولان ذیربط معرفی كند.

دكتر «ژیل كیپل»([12]) جامعه شناس فرانسوی و استاد كرسی مطالعات عربی در مركز پژوهش های بین‌المللی پاریس، طی سخنرانی خود در كنفرانس اروپای ادیان در اكتبر سال 1994 م در وین تایید كرد: «تفكر دینی در فرانسه به ویژه در بین مسلمانان احیا شده و جوانان مسلمان كه در اروپا متولد شده اند نیروهای فعال نوبتی را به صورت هسته‌هایی به وجود آورده اند كه بین اراده برای ماندن و تبعیض در نوسانند ... مسلمانان اروپایی به خاطر ماجرای سلمان رشدی و حجاب اسلامی یك حركت اخلاقی و اجتماعی را آغاز كرده‌اند.» ([13])

 خیزش اسلامی طی سال های اخیر در كشورهای اروپایی و آمریكایی به حركت عمیق خویش ادامه می‌دهد و مسلمانانی كه در این كشورها زندگی می‌كنند و در معرض افكار و فرهنگ غربی هستند روز به روز با الگو گرفتن از ایدئولوژی اسلامی، رفتارشان را شكل می‌دهند .

در آلمان مجموع اطلاعات، نشان دهنده رشد روند اسلام گرایی در مساجد ترك ها می‌باشد افزون بر این روند اسلام گرایی در بین جمعیت شمال آفریقای مقیم فرانسه و در بین جمعیت آسیایی مقیم لندن و نیز مهاجران سایر كشورها كه در فرانسه و انگلیس سكونت دارند همه گویای این است كه در میان جمعیت مهاجر در انگلیس و فرانسه و جمعیت مهاجر در آلمان و بلغارستان تحركاتی وجود دارد كه نشان دهنده نفوذ و حضور انقلاب اسلامی در این جوامع است، به گونه‌ای كه پاره‌ای از آنان در مراكز اسلام شناسی با نوشتن مقالات و كتابهایی علمی، حضوری فعال داشته اند. به طور مثال در 87 انستیتوی مطالعات خاورمیانه دو كشور آمریكا و انگلیس در سال 1377 هـ ش، كتاب شناسی انقلاب اسلامی در خارج از كشور انجام یافته است كه این موضوع گویای زنده بودن پدیده انقلاب اسلامی و حضور دوباره اسلام در قلب اروپا و آمریكاست .

سفیر اسبق آلمان در الجزایر كه بعدها به دین اسلام گروید، در یكی از كتاب های خود تصریح می‌كند: «من پیش بینی می‌كنم كه مشعل علمی پیشرفت های جهان اسلام را مسلمانان ساكن اروپا در دست خواهند داشت چون امكانات دارند.» ([14])

 
نقش انقلاب اسلامی در گسترش بیداری اسلامی 

موج اسلام گرایی جدید در جهان غرب و رویكرد به معنویت از نظر تحلیل گران و اندیشمندان علوم اجتماعی، متأثر از علل و عواملی چند بوده است كه از آن جمله می‌توان ضعف و ناتوانی فرهنگ و تمدن اروپا و غرب را در هدایت جوامع بشری برشمرد، چرا كه به گواه سخنان متفكران و صاحب نظران، ایدئولوژی و معیارهای پر زرق و برق مادی به بن بست رسیده و در سراشیبی سقوط می‌باشند. دیگر الگوهای غربی نمی تواند انسان های تشنه معنویت را به سرچشمه كمال و سعادت سوق دهد .

بدون تردید آیین حیات بخش اسلام قادر است انقلاب فكری جدیدی در دنیا به وجود آورد و مسیر فكری جهان را دگرگون سازد. امروز بیش از هر زمان زمینه و بسترهای مناسب برای معرفی اسلام ناب و ایدئولوژی اسلامی فراهم گشته است و حضور قدرتمند جنبش های اسلامی در صحنه های تأثیرگذار جهان، سبب شده است كه استعمارگران نسبت به آینده حضور خویش در منطقه و ادامه سلطه بر آن احساس نگرانی كنند.

 انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره) در شروع نهضت بیدارگری اسلامی، تأثیر بسزایی داشته است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی افكار و اندیشه های امام راحل به شدت مورد توجه كشورهای غربی قرار گرفته، گرایش به اسلام در این كشورها به سرعت در حال پیشرفت است. آقای «ژیل كیپل» نویسنده فرانسوی در گفت و گو با روزنامه «لاریوبلیكا» چاپ رم می‌گوید : 

 «بزرگترین مراحل بنیاد گرایی اسلامی از دهه 70 میلادی به بعد با سید قطب در مصر، مودودی در پاكستان و امام خمینی (ره) در ایران شكل گرفت. از سال 1980 میلادی و پس از وقوع انقلاب اسلامی ایران، اسلام گرایی و بنیادگرایی رو به پیشرفت گذاشت.» ([15])

 انقلاب اسلامی تأثیر عمیقی بر فرهنگ، عقاید، افكار و آداب و رسوم ملت ها برجای نهاد. این حركت بسیار عظیم و با اهمیت، افكار همگانی را معطوف به ایران اسلامی تحت رهبری امام خمینی(ره) ساخت و در بسیاری از كشورهای اسلامی نیز منجر به طرد سرسختانه كلیه افكار و اندیشه های  مادی گرایانه و لیبرالی غربی گردید. در این دوره شاهد تحولات عظیمی در سطح منطقه خاورمیانه و سایر نقاط جهان از جمله اروپا بوده ایم. اقتدار و عظمت نهضت امام خمینی (ره)، نویسندگان و مورخان و نظریه پردازان دنیا را وادار ساخت تا از طریق دایركردن بنیادهای علمی و پژوهشی و تشكیل همایش های جهانی، ابعاد مختلف انقلاب اسلامی ایران را مورد بررسی و مطالعه دقیق قرار دهند. در اسرائیل، مركز مطالعات موشه دایان در دانشگاه تل آویو در سال 1982 میلادی یك همایش و در سال 1984 م همایش دیگری برگزار كردند.

پروفسور«هاینتس هلم»([16]) اسلام شناس، ایران شناس، سامی شناس و نویسنده كتابهای زیادی پیرامون تاریخ شیعه، در كتاب «اسلام تشیع» منتشره در سال 1994 پیرامون نقش انقلاب اسلامی در معرفی مجدد تشیع می‌نویسد:

«پانزده سال قبل (15 سال پیش از چاپ كتابش) بدون تردید، حتی نمی شد یك اروپایی را یافت كه كلمه «آیت الله» را یكبار هم شنیده باشد. با كلمه «شیعه» نیز صرفاً افراد محدودی می‌توانستند چیزی را آغاز كنند. برای نخستین بار، هنگامی كه امام خمینی (ره) انقلابی ایرانی از تبعیدگاه عراق به نوفل لوشاتو در حومه پاریس رحل اقامت افكند تا مبارزه علیه شاه را ادامه دهد هر شب در صفحه تلویزیون های ما دیده می‌شد و در اذهان ما موجودیت و زنده بودن شیعیان را متبادر می‌ساخت. تصویر شیعیان و اسلام تشیع در رسانه های غربی به گونه‌ای بود كه انتظار می‌رفت.» ([17])

همچنین آقای «دكتر كارستن كولپه»([18]) یكی دیگر از خاورشناسان برجسته و ایران شناسان معروف غربی در كتاب خود به نام «مشكل اسلام»([19]) امام خمینی (ره) را آغازگر نهضتی می‌خواند كه تأثیر جهانی دارد. وی می‌نویسد:

«انقلاب اسلامی و رهبر آن امام خمینی (ره) كه بسیاری از مسلمانان مقیم خارج جهان اسلام را در مسیر بازیابی هویت اسلامی خویش قرار دارد بدون تردید آغازگر جنبش تجدید حیات اسلام است كه اثرگذری فراملیتی داشته است.»

 وی در مقدمه همین كتاب خود ضمن اعتراف به احیای تفكر دینی در میان طبقات مختلف اجتماعی اروپایی و شدت عطش آنان برای شناخت حقایق اسلام و انقلاب اسلامی تصریح می‌كند:

«بعد از پیروزی انقلاب ایران در سال 1979 به طور كلی اوضاع سیاسی به گونه‌ای شد كه از طرف گروه های مختلف،اعم از زن و مرد مسلمان،شاگردان مدارس، دانشجویان،دست اندركاران آموزش های دینی، پلیس، كارمندان، اعضای جوامع مذهبی و كلیسایی كاتولیكی و پروتستانی و همچنین احزاب سیاسی، پیوسته تقاضاهایی را در این رابطه ( معرفی جامع و كامل اسلام و انقلاب اسلامی ) مطرح كردند.» ([20])

گروه زیادی از مسلمانان مقیم آمریكا و اروپا، امام خمینی (ره) را به دلیل نقش بیدارگری ایشان كه فراتر از مرزهای ایرانی اسلامی بوده است به عنوان «شخصیت ممتاز قرن بیستم» دانسته اند هیات محققان و نویسندگان انجمن تحقیقاتی خدمات ارتشی وزارت دفاع ملی اتریش در كتابی با عنوان «نیروهای ارتشی در كشورهای خاور نزدیك و شمال آفریقا» می‌نویسند:

«همزمان با سقوط رژیم شاه و آغاز حكومت امام خمینی (ره) در ایران یك تجدید حیات اسلامی در پیمانه وسیع و غیرقابل انتظاری آغاز شد كه طی مدت زمان كوتاهی تأثیرات بسیار مهم سیاسی و فرهنگی خویش را بر سرتاسر جهان اسلام به نحوی وارد كرد كه هرگز قابل پیش بینی نبود.

بدون تردید این نهضت تجدید حیات اسلامی چنان با شخصیت امام خمینی (ره) گره خورد كه امام خمینی(ره) به عنوان سمبل و مظهر « بیداری اسلامی» شناخته شدند .» ([21])

 رشد و گسترش قابل توجه اسلام در اروپا و آمریكا و روند اسلام گرایی نوین مایه نگرانی و هراس برخی از سیاستمداران و نظریه پردازان و نویسندگان غربی گردیده است. آن دسته از سیاست مداران و دولت مردان غربی كه دیدگاه های افراطی دارند از اسلامی شدن دوباره اروپا سخت در هراسند و اسلام را به عنوان دشمنی كه دوران زندگی جدیدی را آغاز نموده و منافع غرب را به خطر می‌اندازد،  می‌شناسند. به همین سبب جهان غرب می‌كوشد كه خیزش های اسلامی را از نظر سیاسی و اقتصادی محدود سازد و به بهانه های مختلف پشتوانه های مالی آن را قطع كند. اقدام اخیر مقامات آمریكایی و اروپایی در بستن مؤسسات خیریه اسلامی و مسدود كردن حساب سازمان‌هایی كه به ملت مظلوم فلسطین در مبارزه با اشغالگران صهیونیست كمك می‌كنند در ادامه شیوه های فریبكارانه غرب در برخورد با بیداری اسلامی است.

از همین رهگذر فرانسه بر ضد حجاب اسلامی كه از اصول و مبانی اساسی عقاید اسلامی محسوب می‌شود به مبارزه برخاست و زنان مسلمان مقیم این كشور را از آزادی عمل به باورشان محروم ساخت. فشارهای شدیدی كه در كشورهای غربی مدعی آزادی و مدافع حقوق بشر بر شهروندان مسلمان خودشان وارد می‌شود، سیاست های سلطه جویانه آمریكا در منطقه خاورمیانه و تحریك نمودن مداوم نظام های حاكم بركشورهای عربی و اسلامی در جهت مقابله با موج اسلام گرایی و خاموش كردن روح بیداری اسلامی همه و همه گویای احساس نگرانی و ترس جهان غرب از طلوع مجدد خورشید اسلام و تحقق اهداف حكومت اسلامی در سراسر جهان است.

عوامل نگرانی غرب از بیداری اسلامی 

 همان گونه كه در نوشتار پیشین اشاره شد، پیشرفت سریع اسلام در آمریكا و اروپا در دهه های اخیر موجب شد تا جهان غرب و استكبار احساس خطر نماید و جهت سركوبی و مقابله با این بیداری اسلامی، با كلیه توان و امكانات وارد صحنه شود. البته علل و عوامل مختلفی باعث تشدید نگرانی و هراس غرب از گسترش بیدارگری اسلامی شده است كه در این زمینه به چندین مورد از آنها به طور خلاصه اشاره می‌شود:

1-تصور نادرست اروپا و جهان غرب در اسلام و انقلاب اسلامی دیدگاه غلطی بر افكار و اذهان محافل غربی حاكم است كه نمایانگر جهل و ناآگاهی آنان نسبت به حقایق اسلام و تعالیم حیات بخش آن می‌باشد. چنین نگرشی در آمریكا نسبتاً شدیدتر است چرا كه با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1979 و تسخیر لانه جاسوسی آمریكا موضوع گروگانگیری آمریكاییان تصویر نادرستی از اسلام ایران در افكار عمومی آمریكا ایجاد شد و بر درك و احساس آنان نسبت به جهان اسلام اثر گذاشت. از این رو هرگاه بحثی از تجدید حیات اسلامی مطرح میشود تكرار تجربه انقلاب اسلامی ایران و رهبری امام خمینی (ره) در فكر و ذهن غربی ها زنده می‌شود و با توجه به اینكه از واقعیت این انقلاب آگاهی و شناخت كافی ندارند، هراس و وحشت سراسر وجودشان را فرا می‌گیرد.

«آقای ماسیموفینی» ([22]) روزنامه نگار معروف ایتالیایی در این باره تصریح می‌كند:

«حقیقت انقلاب اسلامی و تفكر آیت الله امام خمینی (ره) بسیار عمیق است و جهان غرب تاكنون از درك آن عاجز مانده است چرا كه غرب از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، اندیشه رهبری آن را با تفكر رهبری سایر انقلاب های جهان سومی و ماركسیستی اشتباه گرفت.

 اساس اشتباه غرب در شناخت حضرت آیت الله امام خمینی (ره) در این مقایسه بود، در حالی كه امام خمینی (ره) در تئوری و عمل نشان داد همان قدر كه ضد سرمایه داری عمل می‌كند ضد ماركسیست نیز  می‌باشد.» ([23])

2-ذهنیت ها و خاطرات ناخوشایند برجای مانده از زمان جنگ های صلیبی قرن یازدهم و دوازدهم میلادی زمینه‌ای برای كینه توزی و حمله‌ای گسترده بر ضد اسلام و بدبینی به اسلام و مسلمانان ایجاد كرد كه پس از گذشت سالیان متمادی هنوز هم از صفحه ذهن و فكر اروپاییان محو نشده است و   بازتاب های آن همچنان باقی است، هر چند جنگ های صلیبی به اروپاییان كمك كرد تا علم و دانش را از مسلمانان بیاموزند و به پیشرفت های مهمی نایل شوند.

 3-اسرائیل و صهیونیست ها نقش مهمی در زمینه خدشه داركردن چهره اسلام و مسلمانان و اعراب داشته و دارد. این رژیم كه پیش از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی مأموریت مقابله با كمونیسم را داشت اینك همه توان خویش را در جهت جلوگیری از بیداری اسلامی به كار گرفته است، چرا كه حضور جنبشهای اسلامی و گسترش نفوذ اسلام ناب در منطقه حیات اسرائیل و منافع غرب را به خطر می‌افكند.

 4- نقش تبلیغات و رسانه های غربی در ایجاد نگرانی از روند اسلام گرایی

متاسفانه رسانه های گروهی غرب خصوصاً آمریكا فقط و فقط بر روی دیدگاه و آن هم خطرناك ترین نظرگاه و قرائت موجود از اسلام تكیه كرده و اسلام واپس گرای طالبانی و جریان القاعده را كه ریشه در بنیادگرایی مصر و عربستان سعودی دارد به عنوان اسلام اصیل تبلیغ می‌كنند و غرب را به هراس می‌افكنند. اغلب نویسندگان عبارتfundementaIism  را به صورت نادرست و به معنی «اصول گرایی» به كار می‌برند كه هیچگونه ارتباطی با اسلام ندارد و همانگونه كه خانم «آنه ماری شیمل»([24]) پژوهشگر و شرق شناس فقید آلمانی نیز در مقدمه كتاب «اسلام به عنوان جایگزین» می‌گوید :

«این تعبیر هیچگونه ارتباطی با اسلام ندارد و این عبارت در مسیحیت به گرایش خاصی در آمریكا اطلاق می‌گردد و محافل غربی آن را برای افراط گرایان مسلمان بكار می‌برند.» ([25])

رسانه های غربی باشیوه های فریبنده‌ای پیوسته واژه «تروریسم اسلامی» را تكرار می‌كنند و بطور مرموزی اسلام را به عنوان حامی تروریسم معرفی می‌كنند و این در حالی است كه آن همه مسیحی در آفریقا و آسیا ، انسان‌هایی را به قتل می‌رسانند و واژه «تروریسم مسیحی» به آنان نسبت نمی دهند.

رژیم صهیونیستی هر روز بیرحمانه زنان و مردان و كودكان بی گناه فلسطینی را به خاك و خون  می‌كشد و در صبرا و شتیلا و دیریاسین آن همه مردم مظلوم را قتل عام می‌كند و حتی یك بار هم واژه «تروریسم یهودی» را در مورد آنان به كار نمی برند.

تبلیغات غرب همواره چهره اسلام ناب را خدشه دار و هر اتفاق جدیدی را به نام اسلام ثبت می‌كنند بدون آنكه فرقی بین اسلام و عملكرد مسلمان بگذارند.

 5-افراط گرایی مسیحی، خشك اندیشی و تعصب محافل كلیسا

عقایدی كه برخی از افراط گرایان مسیحی و گروه های تبشیری نسبت به اسلام و مسلمانان دارند تا حدودی زیادی در جهت تقویت ترس و نگرانی از اسلام گرایی كمك می‌كند. بسیاری از محافل غربی كلیسا هنوز فتوحات حكومت عثمانی را به خاطر دارند و شكست‌هایی را كه پیاپی در آن دوران از مسلمانان متحمل شده اند، از یاد نبرده اند. لذا تصوّر درستی از اسلام و مسلمانی ندارند و مسلمانان را افرادی گمراه و نیازمند ارشاد و هدایت می‌دانند.

6- دغدغه اروپا و آمریكا نسبت به غرب در كشورهای عربی و اسلامی سبب شده است كه هرگونه خیزش اسلامی را با دیده مبارزه با سلطه طلبی غربی بنگرند و احساسات اسلامی را به عنوان مخالفت و دشمنی با ارزش ها و مصالح غربی، قلمداد كنند. البته این برداشت نسبتاً درستی است زیرا احساسات اسلامی آمیخته با روحیه مخالفت و اعتراض است و در حقیقت این روحیه علیه سیاست سلطه جویانه غرب می‌باشد نه تمدن آن.

ماهیت استبدادی و شیوه های فریب كارانه غرب باعث شد تا بر درك و احساس مسلمانان نسبت به غرب تاثیر بگذارد و این موضوع تا حدود زیادی به نحوه عملكرد و رفتار اروپایی ها و آمریكایی ها در جهان اسلام ارتباط دارد .

 «اشتباه است اگر تصور كنیم كه اسلام، دین بردباری نیست و یا اسلام دین شرقی است و با غرب در تضاد است. لذا تلاش های اصلاحی میان احیای مجدد اسلام و جهان مدرن نوعی ضرورت سیاسی است. غرب به جای تنش در جهان و یا خنثی كردن نقش مسلمانان و منزوی نمودن آنها با پذیرش نفوذ مسلمانان در جهان غرب و همكاری با آنها، می‌تواند نقش سازنده‌ای را ایفا نماید .

 بر مسلمان و مسیحیان لازم است كه بهتر همدیگر را درك كنند و تسامع بیشتری از خود نشان دهند. بایستی كه افراط گرایی های طرفین به دوستی و اخلاص نسبت به اصول و مبانی ذاتی مبدل گردد. ولیكن بدون قیمومیت طرفی بر طرف دیگر، چرا كه از لحاظ دینی و فكری با هم تفاوت دارند .» ([26])

 7- نقش برخی از رهبران و رژیم های حاكم بر كشورهای عربی و اسلامی در تقویت نگرانی از رشد  اسلام خواهی 

عملكرد نادرست بعضی از مقامات و سیاستمداران عربی و اسلامی وابسته به جهان غرب نیز در جهت تقویت نگرانی از پیشرفت اسلام گرایی به تفكر منفی اروپاییان كمك می‌كنند و بسیاری از آنان با عملكرد نابجای خود، دخالت مستقیم دشمنان را در آژامور داخلی كشورهای اسلامی فراهم می‌كنند و خواسته یا ناخواسته خود را در خدمت مطامع غربی قرار می‌دهند. عملكرد غلط و نادرست صدام در منطقه و تعامل بعضی از حكام وابسته عرب در منطقه خلیج فارس، شاهد زنده‌ای است بر این ادعا.

آسیب شناسی بیداری اسلامی 
سرعت موج بیداری اسلام گرایی و رویكرد جهان به دین و معنویت در دهه های اخیر به ویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران كه در حقیقت نقطه عطف و سرآغاز بیداری اسلامی است در جهان بود، باعث شد تا جهان غرب و ابر قدرتهای سلطه جو، احساس خطر كنند و دوباره به سیاست اشتغال مستقیم كشورها روی آورند و پایگاه های ثابتی را در كشورهای اسلامی برای تثبیت حضور خویش ایجاد كنند. یكی از اهداف مهم آمریكا از حضور در افغانستان و عراق در منطقه خاورمیانه و تأسیس پایگاه های ثابت در قلب جهان و منطقه عربی، مقابله با خیزش های اسلامی و سركوب كردن جنبش های اسلامی است. این حقیقت را می‌توان در عملكرد و اظهار نظرهای سران غرب وكاخ سفید پیدا كرد.

اكنون باتوجه به تحولات امید بخش عصر جدید دوراندیشی، دشمن شناسی حفظ هویت اسلامی، پرهیز از هرگونه تعصب و تحجر و یا افراط گرایی در این برهه حساس از زمان، نوعی ضرورت سیاسی و وظیفه اسلامی است .

بدون شك، امروز كه تاریخ جهان در حال تغییر و دگرگونی است و خیزش اسلامی به یك حقیقت روشن تبدیل گشته، همه ما وظیفه داریم در آغاز رنسانس جدید، رسالت تاریخی خود را در حفظ و حراست از كیان اسلامی و بازگشت توده ها به اسلام ناب، انجام داده و با عوامل مؤثر در ركود این حركت عظیم اسلامی، مقابله كنیم .

 شناسایی چالش‌ها، آسیب‌ها و عوامل بازدارنده می‌تواند روند اسلام گرایی را سرعت بخشیده و به كاهش نفوذ سلطه جویانه غرب بیانجامد. برای آگاهی بیشتر در این جا به پاره‌ای از آسیب‌هایی كه بیداری اسلامی را تهدید می‌كند اشاره می‌شود :

1-سطحی نگری و عدم درك تعالیم اسلامی

اینگونه نگرش به دشمن اجازه خواهد داد تا بهانه خوبی برای زیر سئوال بردن اسلام و مسلمانان و وارد ساختن اتهاماتی چون جمود فكری، عقب ماندگی و تحجر پدید آورد. در طرز تفكر طالبان افغانستان و نیز سلفی گری این پدیده به چشم می‌خورد .

2- نادیده گرفتن نظرات مجتهدان و فقیهان اسلامی 

قطع ارتباط با كارشناسان فقه اسلامی و بی توجهی به آرا و افكار مجتهدان در مسائل فقهی، زمینه را برای اظهار نظر غیر شایستگان در علوم فقهی فراهم می‌سازد و در نتیجه شأن و منزلت اجتهاد اصیل را به مخاطره می‌افكند. بعید نیست بعضی از نظریه پردازان غربی نیز این دیدگاه را ترویج كنند، از جمله آقای «بیدهام برایان» بر این موضوع تاكید می‌كند و می‌گوید:

«اجتهاد های فقهی نباید منحصر به فقها باشد و قرائت آزاد از اسلام باید برای همگان آزاد باشد و علما بزرگترین مانع در راه پیشرفت امت به شمار  می‌روند .» ([27])

ایشان سرانجام سران خیزش اسلامی را نیز به این موضع گیری فرا می‌خواند تا از این مانع عبور كنند .

3- خود باختگی، تقلید فرهنگی و دست كشیدن از هویت اسلامی 

یكی دیگر از آسیب های بیداری اسلامی، آفت غرب زدگی و دست كشیدن از اعتقادات و باورهای دینی و اخلاقی است كه در قالب پذیرش ارزش ها و مظاهر غربی با رنگ و لعاب (نواندیشی اسلامی) صورت می‌گیرد.

4-گرایش به خشونت و تروریسم 

عدم توسل به خشونت تا آنجاكه راهی مسالمت آمیز وجود دارد به عنوان بهترین راه زندگی شرافتمندانه و رسیدن به اهداف و آرمان های دین مبین اسلام است. ایجاد صلح و تلاش برای مصالحه، شیوه بسیار پسندیده‌ای است كه اسلام آن را به جای رفتارهای خشونت آمیز در مراودات اجتماعی توصیه نموده است. البته هدف از صلح، مصلحت گرایی نیست، بلكه خود صلح، مصلحت است. لذا مسلمانانی كه دركشورهای غربی بسر می‌برند و در آماج افكار و اندیشه های غرب هستند می‌توانند در جهت ایجاد تفاهم و درك متقابل میان مسلمانان و جهان غرب تلاش كنند و با رفتار مسالمت آمیز نسبت های ناروایی چون خشونت و ترور كه غالباً به مسلمانان می‌بندند نقش برآب سازند.

5-یأس و ناامیدی 

ایمان به هدف و استقامت در برابر اعمال فشار دشمن و پرهیز از یأس و ناامیدی روند اسلام گرایی را سرعت می‌بخشد و متقابلاً هرگونه نومیدی و كاهلی در پیشبرد اهداف عالیه اسلامی، باعث تقویت روحیه دشمنان و ركود فعالیت های اسلامی خواهد شد. پیشرفت‌هایی كه تاكنون حاصل شده است به بركت پایمردی و استقامت در انجام وظائف الهی بوده و بدون تردید استمرار حركت اسلامی در جهان نیز در سایه صلابت و ایستادگی و خودداری از حالت یأس، امكان پذیراست. قرآن كریم در این خصوص تأكید می‌ورزد:

 إِن تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ یَأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمُونَ وَتَرْجُونَ مِنَ اللَّـهِ مَا لَا یَرْجُونَ ([28])

 «آنان (دشمنان) نیز همانگونه كه شما رنج و زحمت می‌كشید، از دست شما رنج می‌كشند، با این فرق كه شما به لطف خداوند  امیدوارید ولی آنها امیدی ندارند »

6-برگزیدن شیوه های نادرست مبارزاتی برخی از مسلمانان تا حد زیادی در لكه دار ساختن و ایجاد نفرت نسبت به ساحت مقدس اسلام تاثیر به سزایی دارد. سوء عملكرد، عدم پای بندی به باورهای دینی، لاابالی و عجز و ناتوانی در معرفی حقیقت اسلام موجب می‌شود تا چهره تابناك اسلام آن طور كه هست برای دیگران شناسانده نشود و یا تاثیر منفی و برداشت غلطی در فكر و ذهن آنان پدید آورد. به عنوان مثال، انفجار مركز تجارت جهانی در 11سپتامبر، برادر كشی در جنگ داخلی افغانستان، حماقت صدام جنایتكار در تدارك جنگ تحمیلی هشت ساله علیه ایران اسلامی و اشغال كویت، بهانه خوبی برای زیر سئوال بردن اسلام و مسلمانان بود و آسیب های زیادی در راه پیشرفت حركت بیداری اسلامی وارد ساخت .

7-تحریك و تطمیع نظام های حاكم بر كشورهای عربی و اسلامی 

یكی دیگر از آسیب‌هایی كه پیوسته خیزش اسلامی را كاهش داده و اسلام را مورد تهدید جدی قرار می‌دهد،  نقشه های فریبنده و شگردهای گوناگون سران غرب در جهت تحریك رژیم های حاكم بر منطقه عربی و اسلامی است و این رفتار یكی از خطرناكترین و زشت ترین شیوه های استعمار غربی به حساب می‌آید كه بر ضد اسلام و مسلمانان اعمال می‌شود.

در پایان این مقاله به گفتار كوتاهی از شهید مقاومت اسلامی فلسطین دكتر «عبدالعزیز رنتیسی » كه در راه دفاع از آرمان ملت مظلوم فلسطین و بیدارگری امت اسلامی شربت شهادت نوشید، به عنوان حسن ختام اشاره می‌شود:

«پلیدترین بخش جنگ آشكار غرب بر ضد جنبش های اسلامی، تحریك مداوم نظام های حاكم بر كشورهای عرب و اسلامی بر ضد این جنبش ها و اجبار این نظام ها به همدستی با جهان غرب برای مقابله و رویارویی با این جنبش هاست .

جهان غرب در این رابطه برای آنكه بر مقاصد حقیقی خود كه همان دشمنی و ضدیت با اسلام است، سرپوش بگذارد تجاوزات خود را تحت نام جنگ با تروریسم انجام می‌دهد و برای این كار به بسیج تمام جهان بر ضد مسلمانان دست زده است.» ([29]) 

منابع:
--------------------------------------------------------------------------------
 
[1]- .Robert Briffault

[2]- ماهنامه اسلام و غرب وزارت امورخارجه ،سال چهارم، شماره 24، خرداد 79، صفحه 27-26.

[3]- Henri Pirenne..

[4]- ماهنامه اسلام و غرب، پیشین صفحه 34.

[5]- وامداری غرب نسبت به شرق، دكتر محمدآراسته خو، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، بهار سال 1379صفحه 506-505.

[6]- پیام مقام معظم رهبری به حجاج بیت الله الحرام مورخه 8/11/1382.

[7]- Geory Wilhelm Friedrich Hegel (1770-1831).

[8]- هفته نامه دیدار، چاپ آلمان سال دوم، شماره 24 اسفندماه 1377، گزارش ( ویژه انگلستان ).

[9]- دكتر روبرت كرین، مشاور وقت ریچاد نیكسون ریاست جمهوری اسبق آمریكا و رئیس بنیاد تمدن نوین این كشور، در مصاحبه با هفته نامه «المسلمه » چاپ لندن.

[10]- امام خمینی و خیزش جهانی اسلام، برگرفته از كتاب عصر امام خمینی، نوشته میر احمد رضا حاجتی.

[11]- جعفر ربیعی، گزارش یك كتاب، پاریس پایتخت عربی، سفارت ج .ا. ا در پاریس صفحه 23.

[12]- Dr.Gilles Kepel.

[13]- ماهنامه اسلام و غرب، شماره 30و31، بهمن ماه 1378، سال سوم.

[14]- ماهنامه اسلام و غرب شماره 28، آذرماه 1378، صفحه 37.

[15]- ماهنامه اسلام و غرب شماره 34، سال 79، صفحه 61.

[16]-   Prof Dr. Heinz Holm..

[17]- ماهنامه اسلام و غرب، شماره 30 و31، سال سوم، بهمن واسفندماه 1378 هـ ش، صفحه 26.

[18]- Prof  Dr. Carsten  Colpe.

[19]- مشكل اسلام، سال 1989میلادی، صفحه 67.

[20]- ماهنامه اسلام و غرب شماره 30و31، بهمن و اسفندماه 1378، صفحه 13.

[21] -Die streitkrftea des nahen osten und nordafrika Reihe_fremde Heere : Herold ver lag. Wien. 1995. Page no.282_283.

[22]- Masimo Fini.

[23]- امام خمینی درحدیث دیگران، علی اكبر مرتضایی، مركز بازشناسی اسلام و ایران، چاپ 1378،صفحه 101.

[24]- آنه ماری شیمل، در شهر فورت آلمان در 1922میلادی به دنیا آمد و از 15سالگی به تحقیق درباره اسلام و آموزش زبان عربی، تركی، فارسی و سایر زبان های شرقی پرداخت. وی كه در شهر برلین تحصیل كرده بود، پس از جنگ جهانی دوم در شهر ماربورگ به تدریس مشغول شد و پس از آن به عنوان اولین زن مدرس در دانشكده علوم الهی دانشگاه آنكارا ( تركیه ) به تدریس پرداخت وی در طول حیات خود، چندین جایزه جهانی را دریافت كرد و در سال 1955 میلادی جایزه صلح كتابفروشان آلمان را دریافت كرد. «شیمل » سالیان متمادی نیز در دانشگاه های «بن» و«هاروارد» به تدریس پرداخت و بیش از یكصد جلد كتاب در رابطه با اسلام، عرفان اسلامی، حافظ و گوته نوشته است و آثار بسیاری را از زبان های فارسی، اردو، عربی و تركی به انگلیسی و آلمانی ترجمه كرده است. طی سالهای اخیر دانشگاه های تهران و الزهرا از مقام علمی ایشان قدردانی كرده و دكترای افتخاری تاریخ اسلام را به وی اعطا كردند. ایشان در بهمن ماه 1381 هـ ش در سن هشتاد و یك سالگی دنیا را وداع كرد..

[25]- ماهنامه اسلام و غرب شماره 5 و6، بهمن ماه 1376، صفحه 105.

[26]- ماهنامه اسلام و غرب شماره 5 و6، بهمن ماه 1376، صفحه110؛ به نقل از روزنامه الحیات، سپتامبر 977 م.

[27]- محله اكونومیست لندن سال 1974 م.

[28]- سوره نساء آیه 104.

[29]- شهید دكتر رنتیسی، عبدالعزیز، نبردی برای پایان سلطه گری به نقل از پایگاه اطلاع رسانی فلسطین.
 
انتهای پیام/
http://www.taghribnews.com/vdcenn8nvjh8noi.b9bj.html
نام شما
آدرس ايميل شما